بهت میگم چه خانواده ای! مامان هنگام تمیز کردن متوجه شد پسرش صبحگاهی نعوظ دارد. برای اون سن طبیعیه او به جای اینکه وانمود کند هیچ اتفاقی نیفتاده، با دختر سبزه اش تماس گرفت و از او خواست به برادرش کمک کند. در نهایت هر دو راضی بودند و مادر خوشحال شد که دوباره آرامش در خانواده حاکم شد.
من عاشق دخترانی هستم که کمربند بنددار روی ران هایشان دارند. انگار دارند اعتراف می کنند که عوضی شده اند. این جوجه است که خروس را از سوراخ می مکد. برایش مهم نیست که چه کسی در دهانش می افتد، سیاه یا سفید، جوان یا پیر. شکاف های او برای همه باز است.